مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
43
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
در مورد مير داماد ( د 1040 ق ) نيز شايد تعبير « الاستاذ » اشاره به شاگردى او نزد مير باشد و شايد هم از باب احترام و ادب آورده است . بر كرسى استادى مؤلف اين اثر ، به عادت مألوف و رسم نيك بسيارى از عالمان سدههاى يازدهم و دوازدهم كه كتب اخبار را در مجلس خود درس مىگفتند و يا قرائت و تصحيح مىكردند ، داراى جلسهء درس و بحث در اطراف الكافي شريف بوده است . او خود در مقدمه چنين مىگويد : . . . لما قرأ علىَّ بعض الأحباب كتاب الكافي ، و تردّد لدىَّ الطلاب باحثاً عما فيه من الحجاب الخافي ، أردت أن أكتب لهم ما يرفع الأستار عن وجوه معانيه و يدفع الأحجار عن طرق مبانيه . . . . كه مىرساند محفل درس داشته و شاگردانش از وى از مشكلات كتاب الكافي پرسش مىكردهاند . چنانچه از همين مقدمه بر مىآيد او از وطن خود هجرت كرده بوده است و تأليف كتاب و استادى در غربت بوده است . آورده است : حين قربي عن الحزن لبُعدى عن الوطن . عرفان يزدى منابع و مصادر تاريخ يزد ، از « ملا مطيع » نامى نام بردهاند كه در شعر به « عرفان » تخلص مىكرده است . آيتى در تاريخ يزد او را از معاصرين علامه مجلسى دانسته و متذكر شده است كه با اسماعيل ذبيحى ( د 1160 ق ) - شاعر ديار يزد - مأنوس بوده است . ديگر تذكره نويسان همين مطالب را نقل كردهاند . « 1 »
--> ( 1 ) . تاريخ يزد ، ص 310 ؛ تذكرهء شبستان ، ص 492 ؛ تذكرهء شعراى يزد ، ص 113 ؛ فرهنگ سخنوران يزد ، ج 2 ، ص 628 ؛ ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 385 ؛ آينهء دانشوران ، ص 768 ؛ طبقات أعلام الشيعة ( قرن 12 ق ) ، ص 729 ؛ مفاخر يزد ، ج 2 ، ص 905 .